close
چت روم
داستانهای طنز خنده دار و باحال
سه شنبه 01 خرداد 1397
داستانهای طنز خنده دار و باحال
جای تبلیغات شما
سرمایه ها
آخرین ارسالی های انجمن

درحال بارگذاری ....
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 27 zeyyynab20
0 17 zeyyynab20
0 15 zeyyynab20
0 15 zeyyynab20
0 16 zeyyynab20
0 17 zeyyynab20
0 16 zeyyynab20
0 16 zeyyynab20
0 21 zeyyynab20
0 30 zeyyynab20
0 38 zeyyynab20
0 149 helena
0 124 helena
0 122 helena
0 122 helena
درباره ما

سایتی برای گذراندن به صرفه .قت در کنار خانواده مطالب آشپزی جوک عاشقانه عکس و........ شعار ما :به امید روز بزگ تر IN HOPES OF DAY BIGGER

در کانال بیا توفان عضو شوید
با عضویت در کانال بیا توفان از جدید ترین مطالب
بیاتوفان در تلگرام خود اگاه شوید همینطور در کانال
مطالب هایی مانند عکس و جوک و فیلم انواع اموزش ها
و...... قرار میگیرد

http://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gifبرای عضویت با گوشی اینجا کلیک کنیدhttp://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gif

http://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gifبرای عضویت با کامپیوتر اینجا کلیک کنیدhttp://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gif

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آیا میدانید ..
کد ابزار وبلاگ
اتاق آرزو
نظر سنجی
پسری یا دختر؟


نظر سنجی
نظرتون درباره سایت بیا تو فان



نظر سنجی
تو کدام قسمت ایران هستید





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 205
  • کل نظرات : 47
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 65
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 9
  • بازدید دیروز : 321
  • بازدید هفتگی : 330
  • بازدید سالانه : 78,889
  • اطلاعات
  • امروز : سه شنبه 01 خرداد 1397
  • آی پی شما : 54.162.184.214
  • مرورگر شما :
تلگرام

من و پشه 6 ماه پیش ! ( طنز زیبا )
  • تعداد بازدید : 810
  •  

    یه پشه اومده بود تو اتاقم
    اومدم بزنم تو سرش تا صدا سگ بده
    تا منو دید گریه اش گرفت
    بهم گفت این رسم مهمون نوازی نیست
    من 6 ماه نبودم فکر کردم دم در برام میخوای گاوی گوسقندی چیزی بکشی
    توی بی معرفت حتی یه پارچه هم نصب نکردی
    دستاشو باز کرد و منو بغل کرد
    گفت دلتنگت بودم رفیق
    بهش گفتم بیا یه خورده دم گوشم ویز ویز کن...
    اصلا صداش مثل لالایی دلنشین بود
    الانم چایی و شیرینی و آجیلشو خورده و تخت خوابیده
    بیچاره حق داشت خسته راه بود
    فردا قراره از خاطرات 6 ماه گذشتش برام بگه...

     

     

    هدیه پدر زن
  • تعداد بازدید : 761
  •  

    زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
    یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
    یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند
    از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
    دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

    فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود:
    «متشکرم! از طرف مادر زنت»
    زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
    داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود:
    «متشکرم! از طرف مادر زنت»

    نوبت به داماد آخرى رسید.
    زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
    امّا داماد از جایش تکان نخورد.
    او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
    همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

    فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و ی کورسى آخرین مدل جلوى
    پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود:
    "متشكرم از طرف پدر زنت"

     

     

    گرفتار شدیم به خدا !!!
  • تعداد بازدید : 1062
  •  

    مامان داره ظرف میشوره رو به من میکنه میگه: امروز رفتی دکتر چی شد؟؟؟

     


    شروع به توضیح دادن می کنم یهو ظرف از دست مامانم میوفته میشکنه!!!

     


    مامانم: ااااااااااااه انقدر حرف میزنی حواسم پرت شد دیگه سرویس ناقص شد!!!!

     


    من:
    خنثی

     

    بابام داره تلویزیون میبینه رو به من میگه: رفتی بانک چی شد؟؟؟

     


    با کلی ذوق و شوق شروع به تعریف میکنم یهو اخبار BBC شروع میشه!!!!

     


    بابام در حال زیاد کردن صدای تلویزیون: هیــــــس هیچکی حرف نزنه!!!!

     


    من:
    افسوس

     


    داداشم تو اتاقش داره درس میخونه صدام میزنه میگه بیا ...

     


    کلی خوشحال میرم تو اتاق میگم جانم داداش یهو تلفنش زنگ میزنه دوست دخترشه!!!

     


    داداشم در حالی که نیشش باز شده دیده دختره زنگ زده : میشه بری بیرون درو ببندی؟؟
    من:
    ناراحت

     


     


    میشینم تو اتاقم پای کامپیوتر ، مامان بابام و داداشم در حال حرف زدن صداشون از حال داره میاد:

     


    مامانم: این پسره از دست رفت

     


    بابام: آخر سرطان باسن میگیره انقدر میشینه پای کامپیوتر!!1!

     


    داداشم : پرروش کردی دیگه !!

     

     


    گرفتار شدیم به خدا !!!!عصبانی

     

     

    خرید طوطی!!!
  • تعداد بازدید : 885
  • مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.
    مشتری: چرا این طوطی اینقدر گران است؟
    صاحب فروشگاه: این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.
    مشتری: قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌
    صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد. و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: ۴۰۰۰ دلار.
    مشتری: این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟
    صاحب فروشگاه جواب داد:‌ صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.


    Up Page
    
    نجوم | آپلود
    کبوتران زمینی | گالری عکس
    بازی آنلاین | قیمت طلا
    کد پرش به بالای صفحه وب
    برای عضویت در چنل بیا توفان در تلگرام همین الان اقدام کنید !

    آموزش کدنویسی